سيلويا آن هيولت / كورنل وست ( مترجم : معصومه محمدى )
63
جنگ عليه والدين ( فارسى )
را مىتوان به كاهش شديد شمار والدين حاضر در خانه براى نظارت عاليه بر كودكان خود پس از بازگشت از مدرسه نسبت داد . در سال 1970 ، 57 درصد كودكان مدرسهاى دستكم يكى از والدين خود را به طور تماموقت در دسترس داشتند ؛ اين رقم در سال 1995 به 29 درصد كاهش يافته بود . « 1 » كارشناسان تخيمن مىزنند كه چيزى بين 5 تا 7 ميليون كودك پس از پايان ساعت مدرسه به خانههاى خالى باز مىگردند و يك سوم تمام دوازده سالهها دائماً به اميد خود رها مىشوند در حالى كه والدينشان سركار هستند . « 2 » چنين كودكانى در مقايسه با كودكانى كه يكى از والدينشان در خانه هستند ، آمادگى بيشترى براى فرار از مدرسه ، شكست تحصيلى ، مصرف موادمخدر و رفتار خشونتآميز دارند . كودكان ، به ويژه نوجوانان ، عاشق هيجان هستند و اگر تحت نظارت والدين يا مشغول يك فعاليت سازمان يافته نباشند ، مستعد درگير شدن در چيزى كه هم براى خودشان و هم براى ديگران خطرناك است ، مىشوند . والدين ، علاوه بر حفاظت كودكان از خطرات و آسيبها ، كمك شايانى نيز به موفقيت درسى آنان مىكنند . بيست سال پيش ، جيمز كلمن ، جامعهشناس اهل شيكاگو ، ثابت كرد كه همراهى والدين ، بسيار بيش از هر ويژگى نظام آموزش رسمى ، در تعيين موفقيت دانشآموز اهميت دارد . برآورد كلمن ، در ميان طيف وسيعى از موضوعات درسى ، در ادبيات ، علوم
--> ( 1 ) - Howard Hayghe , supervisory economist , Bureau of Labor Statistics , telephone interview , Jan . 13 , 998 . ( 2 ) - Fox and Newman , " After - School Crime , " p . 6 .